صفات ممیزه یك هتل دار خوب بدین شرح میباشد :كار هتلداري با توجه به وسعت يافتن دامنه مسافرت و جهانگردي وگسترش روزافزون آن، امر بسيار مشكلي است.بر خلاف آنچه كه افراد كم تجربه و بي اطلاع تصور مي كنند، هر كسي بدون قيد وشرط، صرفاً با داشتن مقداري سرمايه، شايستگي انجام كارهتلداري را ندارد. بلكه علاوه بر سرمايه مالي بسياري شرايط ديگر لازم است تا يك نفر بتواند هتلي تاَسيس كند و از آن حداكثر سود را براي جامعه و كشور و شخص خودش ببرد .
.كار هتلداري، در معرض برخورد با افكار و عقايد مختلف است . بدين معني كه به تعداد مسافران هتل، از مليتّها و طبقه ها و نژادهاي مختلف در اين مورد اظهار عقيده مي شود . بنابراين يك هتلدار بايد ازهر حيث فردي باشد كه بتواند تمام اين عقايد را با همه اختلاف و تنوعي كه دارند به مصلحت كار خويش جمع بندي نمايد و با مهارت و تجربه و نظم و اخلاق ، از كار خود بهره مثبت بردارد .
اينك بعضي از صفات مميزه مديرهتل كه موجب امتياز بخشيدن و برتري نهادن مديريت بر ديگران اشاره می کنیم :
· صبر و حوصله بسيار و بي حد؛
· هوش وافر؛
· سرعت انتقال؛
· خلق و خوي نرم؛
· سلامت كامل جسمي و روحي؛
· تسلط بر اعصاب وبر احساسات وعواطف مثبت و منفي خويش تسلط داشته باشد و از بروز نابهنگام آنها جلوگيري كند؛
· در روابط خود بامردم و حفظ رضايت آنها از خود تمايل و اشتياق نشان دهد؛
· قابليت انعطاف تا حد لازم؛
· استعداد و ظرفيت براي مقابله با مشكلات و حوادث متعدد و مختلف؛
.· قدرت اتخاذ تصميم سريع ؛صحيح و قاطع درشرايط حساس وپراهميت به طور صحيح و قاطعانه تصميم گيري نمايد. در رويارويي با حوادث و دشواريهاي ناگهاني تحمل و ظرفيت داشته باشد؛
· نظم وترتيب ودقت و توجه كامل به مسايل كوچك و بزرگ؛
· برخوردداري از قدرت بيان و توانايي اداي توضيح به صورت شفاهي و همچنين قدرت داشتن بر استفاده قلم و بيان كتبي در روابط متقابل. وداراي افكار منطقي برخورداري ازاحساس عدالت جويي و عدالت پروري؛
· مردم شناسي و قيافه شناسي؛
· تجربه و مهارت و اطلاع كامل از فن هتلداري درباره تمامي بخشهاي هتل به ميزان كافي از تجربه فكري و عملي برخوردار باشد؛
· آشنا به سخت افزار و نرم افزار و تكنولوژي ؛
· از مشكلات و پيچيدگيهاي موجود در كار خويش آگاهي داشته باشد؛
· داشتن ادب و متانت ؛آداب معاشرت واصول اجتماعي را در رفتارهايش حفظ كند و از مهارت كافي در تمامي كارهاي مربوط بهره مند باشد و سليقه پسنديده همراه با ظرافت و دقت لازم را بياد داشته باشد؛
.· قدرت ابتكار در كليه امورمربوط به مسافران و كاركنان و هتلداري؛
· با انتخاب شيوه هاي مردمي و انساني با گذشت و بزرگواري بتواند رضايت خاطر مسافران و كاركنان را فراهم آورد؛
· مقيد بودن به نظافت شخصي؛
· نفوذ کلام؛
· برخورد خوب با مسافران و کارکنان؛
· آشنا به زبان خارجي؛
· سخاوتمند بودن؛
· درستكار و امين بودن؛
· عفيف و پاك نظر و مورد اعتماد بودن؛
· حائز شخصيت و شايسته مديريت؛
· توانايي آموزش دادن به كاركنان بخشها؛
· توانايي بر ارزشيابيها و بازنگريها در امور شغلي و وظايف محوله كاركنان؛
· مديريت بايد بتواند بموقع و بطور صحيح براي اقدامات آينده برنامه ريزي كند.
در صورتي كه مجموع اين صفات در وجود يك فرد جمع باشد بديهي است كه دركارهتلداري موفق مي شود، زيرا در هروضعي قرارگيرد مي تواند مشكلات و موانع را از پيش پاي خود بردارد و در عين حال نهايت استفاده ممكن را از هر موقعيت براي پيشرفت كار هتل بنمايد.
در غير اين صورت يعني اگر شخصي از حيثيت خصوصيات ذكر شده ضعيف وكم مايه باشد ؛ نخواهد توانست در امر هتلداري فرد موفقي باشد.
مديريت هتل بايددركليه امور پيشروباشد پيشرو بودن يعني مسيري كه بايد درپيمودن آن به طور مستمركوشش و تلاش كرد. مديريت هتل بايد با تكنولوژي ،سيستم هاي جديد آشنا باشد هتلداري امروزفقط به سرو غذا از چپ يا راست گذاشتن غذا نيست چون اكثر مسافران نمي دانند كه از چپ غذاگذاشتن صحيح است يا از راست سرو كردن ولي بقيه را درك مي كنند، مثل تميز بودن، مبلمان راحت ،با ادب رفتار نمودن ، مديريت بايد هر راه حلي را درك كند. مديريت هتل بايد هدف داشته باشد، منظور اين نيست كه ارنقطه اي به نقطه ديگر برود بلكه درست پيمودن اين مسير كه به هدف نزديكتر شود مهم است.
براي مثال، اين نكته را یادآور مي شويم كه موفقيّت هرسازماني بسته به نوع كار وهماهنگي و كارداني همه كاركنان آن سازمان است. هتلدارخوب با خصوصياتي كه گفته شد مي تواندازوجود همه كاركنان، حداعلاي استفاده راببرد.مثلاً مي داندكه براي هرقسمت با توجه به حجم كار، چه نوع كارمندي و با چه مشخصاتي استخدام كند.اگر كارمندي براي يك قسمت از هتل استخدام شود كه ناوارد و بي تجربه باشد، نه تنها باعث بي نظمي وگسستن اموراز هم مي شود، بلكه موجبات ضرر زيان و ناراحتي ساير كارمندان را نيز فراهم مي سازد، در نتيجه كارها به درستي پيش نمي رود.
مثال ديگر اين كه هتلدار خوب و با تجربه مي داند كه هتلداري صرفاً شامل يك اتاق دادن به مشتري و گرفتن كرايه نيست ، بلكه هتلداري به معناي وسيع كلمه شامل خدمات مختلف ودائم و مستمر به مسافران، وتاَمين وسايل رفاه و آسايش كامل آنان مي باشد تا آنها را كاملاً راضي نگهدارد و در مواقع مراجعت و ترك هتل ، چهرة آنان نمايانگر رضايت و خشنودي خاطر آنان باشد.
با توجه به آنچه كه قبلاً گفته شده، عقيده ها وخواسته ها و سليقه هايي كه هتلدار با آنها سروكار دارد بسيار مختلف وگاهي متضاد نيز هست از اينجا معلوم مي شود كه هتلداري كار مشكل و پرمسؤوليتي است و تنها به صرف داشتن سرمايه نمي توان در اين كار موفق بود.
هتلداري در كشور ما صنعت يا بهتربگوييم هنرجديد ودرحال توسعه است و با توجه به استقبالي كه از آن بعمل مي آيد ، عده زيادي ازصاحبان سرمايه را به طرف خود جلب كرده و خواهد كرد. بديهي است اغلب اين افراد دراين صنعت، تازه كار به شمار مي روند وقبل ازهر چيز به راهنمايي نياز دارند تا تجربه و آگاهي لازم را به دست آورند و مجبور نباشند تجربه در امر هتلداري را به بهاي يكي دو بار شكست و ناكامي كسب نمايند.
از ديگر ضرورتهايي كه مدير بايد بدان توجه نمايد آن است كه بتواندتشخيص دهد برنامه ريزيهايش تا چه پايه با توفيق همراه بوده و درصورتي كه لازم بداند، در شيوه كارها تجديد نظر لازم را به عمل آورد.توجه كافي به بازسازي،نوسازي وسالم نگه داشتن وسايل وامكانات مبذول گردد وچنانچه اهميت درخور به اين موضوع داده نشود بايد يقين داشت كه حفظ و دوام هتل با تهديد پرمخاطره اي روبرو خواهدگرديد، چراكه مراجعين و مسافرين هنگامي به هتل خواهندآمدكه امكانات موجودبتواند رضايت آنها را فراهم آورد كه در غير اين صورت همان مشكلات مالي و مردمي و اقتصادي آشكار خواهدگرديد.
.مديران به طور دائم با مشكلات اقتصادي در ارتباط با نوسان قيمتها روبرو هستند.ازاين رو بايد بخوبي بتوانند خود را با اين تغيير قيمتها تطبيق دهند و سياست مبتني بر كسب در آمد موزون و تعيين شده خود را دنبال نمايند.از برجستگيها وامتيازات مديران هتلها آن است كه رشد قيمتها وفعاليتهاي اقتصادي خودرابطورسالانه برنامه ريزي ميكنند واين توانايي فكري وبينش صحيح ازبزرگترين امتيازات مديران به شمارمي آيد.چنانچه يك مدير هتل توانايي پيش بيني مسائل و دشورايهاي مالي و مشكلات اقتصادي را نداشته باشد، بدان مفهوم خواهد بودكه هتل را درخطر تعطيل شدن قرار داده يا از ميزان فعاليت آن خواهد كاست و از آنجا كه پرداخت حقوق كارمندان و كاركنان هتل را نمي توان معوّق گذاشت، نتيجه تعطيل كردن بخشي از هتل براي هر مدت كه باشد در حكم از دست دادن سرمايه و يا سقوط در ورطه ورشكستگي خواهد بود، تصميم گيريهاي مديريت بايد حساب شده باشد. به عنوان مثال اگر مديري بخواهد حقوق كاركنان هتل را افزايش دهد ابتدا لازم خواهد بود كه با پيش بيني هاي لازم و دقيق زمينه اي را براي كسب درآمد بيبشتروتأمين اعتبار آن فراهم سازد و اين برعهده مديريت است كه تشخيص دهد كدام روش را برگزيند. افزايش نرخها، زياد كردن حجم و ساعت كار براي در آمد بيشتر، پس اندازكردن مخارج يا كاستن از هزينه هاي زايد و يا روشهاي ديگري كه مديران مبتكر خواهند توانست با به كار گيري خلاقيتهاي خود ابتكارنمايند.ناگفته نماند كه ازعوامل مهّم ديگري كه برفعاليتهاي مالي وبرنامه هاي اقتصادي مديران هتلها تأثيرمي گذاردوجودرقابت ميان همكاران و هتلداران ديگرا ست كه به خوبي مي تواند موجب ايجاد تغيير در سطح حقوق و شرايط شغلي كاركنان هتل شود.
.برخورداري ازاخلاق پسنديده ورفتارنيكوتأثيرفراوان براقتصاد هتل وجنبه هاي مالي آن خواهد بخشيد. پرسنل وكاركنان هتل با توجه به نكات اخلاقي ورعايت روابط انساني مي توانند كه مشتريان و مراجعين رنجيده خاطروناراضي را بارديگر به هتل جلب و جذب نمايند واين درحكم پشتوانه اي براي آينده موفق و پيروزمند هتل خواهد بود.
مديريت هتل Hotel Managementمقام مديريت هتل شغلي است احترام انگيز كه از اهميت خاصي برخوردار است و علاوه بر حقوق و مزايايي كه بدان تعلق مي گيرد، مقاير زيادي منافع حاشيه اي نيز بدان وابسته شده است. يك مدير ضمن آن كه مي تواند ميهمانيهاي خود را نيز در هتل برگزار كند اين امتياز را هم دارد كه از غذا، نوشابه و غيره درهتل استفاده نمايد.اما از دگر سوي ميزان مسؤوليتها و مشغله و گرفتاريهاي فكري او نيز بيش ازديگر مقامهاي مشابه است. مشكلات مربوط به كاركنان هتل، مشكلات مربوط به ميهمانان و اداره ها و طرفهاي قرارداد با هتل وديگر مسائلي كه هر روز دربرابر مديريت به نوعي اظهاروجود مي كنند كه با روز قبل متفاوتندوهيچ وقت مشابه هم نيست واين مدير هتل است كه بايد بابردباري و شكيبايي خود بر تمامي اين مشكلات فايق آيد. در مقايسه با مديريت هتل هستند مديراني كه وظيفه اداره كارخانه هاي صنعتي و توليدي را بر عهده دارند و ممكن است غير از موارد اندك با مراجعين و اشخاص ديگر روبرو نگردند و همين دور ماندن آنها از مواجهه با ارباب رجوع به سهولت وآساني كار و وظيفه آنها مي افزايد ولي ميهمانان هتل گهگاه مايل اند كه با مدير آن آشنا شوند و با وي طرح دوستي بريزند.گاه چنين پيش مي آيدكه مدير هتل در جريان داد و ستدهايي كه ميان ميهمانان و افراد ديگر انجام مي شود حضور مي يابدو حتي در مواردي اين معاملات تجاري در دفتر مديريت هتل انجام مي گيرد، گاهي هم كه بعضي مسافرين وقت و فرصت آزاد دارند به اتاق مدير هتل مراجعه مي كنند وساعتها وقت خود را در آنجا مي گذرانند و توجه نمي كنند كه مدير ممكن است در پي انجام وظايف و حل مشكلات روزانه خود باشد و فرصت او را نبايد بيهوده به خود اختصاص دهند. مشخصات و كارت شناسايي و نشاني خود را به مدير هتل مي سپارند و از هر دري سخني به ميان مي آورند و فكر نمي كنند كه مدير هتل درانديشه جلوگيري از تلف شدگيها و ضايعات هتل است، درپي رفع اشتباه ها و مشكلاتي است كه از سوي كاركنان هتل پيش آمده است، منتظر خبر رفع اشكال شدن تاسيسات گرمایي؛ سرمایي يا آسانسوراست كه به علتي ازكار افتاده است، برنامه پذيرايي از گروههاي زيادي ميهمانان را تدارك مي بيند و … اما مدير هتل با تمام اين مشكلات و مشغوليها بايد با چهره اي باز و بدون اكراه با چنين افرادي روبرو شود.
..يك مدير هتل بدين منظور انتخاب و تعيين گرديده كه هتل را به خوبي اداره كند و تا ممكن است مراجعين خود را خشنود و راضي بازگرداند. هر مؤسسه يا اداره اي را كه بررسي نماييم مطابق روال و شيوه خاصي اداره مي شود نحوه جريان كارهاي آن، از چگونگي مديريت اعمال شده حكايت دارد. برخورداري از مهارت در اداره امور و بكارگيري سبك و شيوه هاي خاص از سوي مديران مي تواند با مديريتهاي مشابه تفاوت ايجاد كند و اين موضوع را با توجه به كيفيتهاي ارائه شده مي توان به خوبي تشخيص داد.كيفيت ها نشانه هايي از مهارت و تجربه مديران هستندو بايدكه يك مدير با تما م زمينه هاي شغلي و حرفه اي هتل يا متل خود آشنايي داشته باشد. درباره خريد و تهيه مواداوليه و نگهداري آنها ، نحوه تهيه و تنظيم گزارشهايي كه از بخشهاي مختلف به دست او مي رسد آشنايي داشته باشد و تنها به ارقام و اعدادي كه روي "شيت " ها و گزاش هاي كامپيوتري ثبت گرديده توجه ننمايد، بلكه از درستي وصحت آنها اطمينان يابد يادآوري كنيم كه افراد وكاركنان با تجربه هتل خيلي زود متوچه مي شوندكه مدير آنها تا چه پايه بر رموز كار تسلط و آشنايي دارد و اين موضوع در جاي خود اهميت ويژه خواهد داشت. بايدكه مديرهتل يا متل با همه كيفيت ها و ريزه كاريهاي رايج درهتل آشنا باشد، براهميت وضع ظاهري اتاقها ونماي آنها، چشم اندازهتل ودورنماي ساختمان آن وتأثيرش درجلب و جذب ميهمانان ومشتريان راحائزاهميت بداند.چگونگي تأثيرصورت غذاي تهيه شده برسليقه مسافران را ارزشيابي كند،تنوع غذاهاي تهيه شده را با توجه به ذايقه هاي ميهمانان درنظرگيرد،طبقه ياقشرهاي خاصي راكه به هتل مراجعه مي كنند وباتوجه به انواع غذاهايي كه سرو مي شود موردبررسي و مطالعه قرار دهد ودرجهت افزايش تعداد مراجعين به ارائه ابتكارهاي نوين اقدام نمايد. ميزان سود دهي غذاها وديگر فروشها را در نظر بگيرد و دريابد كه آيا غذاهاي تهيه شده مي توانند خواسته هاي مشتريان را برآورده سازند ويا باهمه تلاشهايي كه به عمل آمده است در جلب رضايت ميهمانان موفق نبوده است و با زيان وضرر همراه مي شود.
معمولاً در يك خانواده همة مسؤوليتها بر عهده سرپرست آن خانواده است وبرهمه كارها به طور مستقيم و غير مستقيم، پنهان يا آشكار نظارت دارد و همواره علاقمند است هر يك از اعضاي خانواده تكاليف و وظايف خود را از هر حيث اعم از امور خانه داري ، پذيرايي ، بهداشت ، پاكيزگي ، تحصيل و تكاليف درسي ، رعايت اعتدال در مصارف و هزينه هاي مربوط و حسن برخورد در آداب و معاشرت ، به نحو مطلوب انجام دهند. هر قدر سرپرست خانه و خانواده در كار خود دقيقتر و مجربتر باشد هماهنگي و همبستگي بيشتري در بين خانواده مشاهده خواهد شد و مراقبتها ودلسوزيها و بردباري و روشن انديشي رئيس خانواده اثر قابل تحسين در جمع خانواده به وجود خواهد آورد. در غير اين صورت تسامح و سهل انگاري وبي توجهي سرپرست ، يا سخت گيري و خشونت زياد از حد وي ، نه تنها زندگي را براي اهل خانه نا متعادل خواهد ساخت ، بلكه روزبه روز دامنه اختلاف و جنجال و عدم تعادل ، وسيعتر و غير قابل تحمل تر خواهد شد.
...همچنين اگر رئيس خانواده ، از يكي از اعضاي خانه، اعمال و رفتار ناپسند و غير منتظره مشاهده كند و قادر به اصلاح و رفع مشكل نباشد، به تدريج مسايل ومشكلات بزرگتري را شاهد خواهد بود.
در يك هتل نيز با وجود اين كه هر فرد، مسؤل كاري است كه به او ارجاع شده ، با این وجود وبا ذر نظر گرفتن تمام جوانب کار مسؤليت كلي به عهده مدير هتل است . با اين تفاوت كه در خانواده صحبت از سود و سرمايه وامور مربوط به آن در بين نيست، ولي در هتل اين موضوع مخصوصاً مطمع نظر است ومورد توجه خاص مي باشد.وباز با اين تفاوت كه هتلداري يك كار حساس اجتماعي است و با افراد مختلف و سليقه هاي گوناگون سروكار دارد ودر مقياس وسيعتري جلب توجه مي كند.
اداره كردن يك هتل به نحو شايسته، بدان گونه كه هم مسافران راضي باشند و هم صاحب سرمايه اي كه هتل را تأسيس كرده ازكار خود نتيجه مثبت بگيرد ، كار آساني نيست و در درجه اول احتياج به تخصص و تجربه و ابتكار كافي دارد.
كساني كه بدون داشتن علاقه و تخصص در امر هتلداري ، اقدام به تأسيس هتل كرده و مي كنند، بي ترديد در كار خود موفق نمي شوند و روزي به اشتباه خود پي مي برند كه سرمايه و وقت آنها به هدررفته و جبران آن ممکن نيست.
اما آنهايي كه تشخيص مي دهند هتلداري يك كار اجتماعي است و نياز به علاقه و تجربه و معلومات و اطلاعات كافي دارد و اين علاقه و تجربه را با شوق و ذوق خدمت به مردم همراه می سازند، به طور مسلّم موفق مي شوند و اين موفقيت طبعاً متضمن سود مادي هم خواهد بود.
يا لااقل كساني كه مي خواهند با داشتن علاقه خدمت به جامعه و بهره برداري مادي، سرمايه هنگفتي را دراين مسير به جريان بگذارند و خود فاقد تجربه و شرايط لازم هستند، بايستي كاردايركردن هتل را ازقدم اول با مشاورت وهمفكري وراهنمايي متخصصين امركه دراين راه تجارب وبصيرت و اطلاعات كافي اندوخته اندآغازكرده ،ازوجود مديران كارآزموده وصاحب نظراستفاده نمايندكه سر انجامي زيانباروملال آور نصيبشان نشود.
هتلدار موفق كسي است كه بتواند حداكثراستفاده را از فعاليت وسرمايه خود ببرد،بنابراين حتي آن كسي هم كه ازكارهتلداري به حداقل سود مادي و معنوي ، يعني چيزي بهتراز ضرر، قانع است ، هتلدار موفق نمي تواند باشد.
با توجه به نكاتي كه گفته شد ، به هر فردي كه سرمايه خود را درايجاد و تأسيس يك هتل به كار مي اندازد نمي توان هتلدار گفت و اگر با مسامحه چنين فردي را هتلدار بناميم، حداقل نمي توانيم اورا مدير، آن هم مدير خوب و واجد شرط بدانيم .
مدير هتلي كه فاقد تجربه و معلومات لازم در رشته هتلداري است. نه خود قادر است هتل را اداره كند و براي خود سود مكفي و براي مسافران آسايش نسبتاً كامل ايجاد نمايد و نه به علت عدم اطلاع و آشنايي به مسايل مربوط ، قادر است كاركنان وارد و مجّرب انتخاب نمايد تا هتل را به بهترين وجه اداره كنند. بخصوص كه اين قبيل كاركنان ورزيده و متبحر،كم يافت مي شوندوهر مدير هتلي شخصاً بايد آنها را تربيت كند وبراي خدمت در اين صنعت آماده سازد، پس اين قبيل هتلداران همان طور كه قبلاً اشاره شد، حتماً بايد از وجود متخصصين امردر رشته هتلداري يا تربيت يافتگان زير نظر آنان استفاده نمايند .
به اين ترتيب، اگر خود او فاقد اطلاع و تجربه باشد، ممكن نيست بتواندديگران را به كار هتلداري آشنا سازد و از يك فرد ساده و معمولي ، كارگر يا كارمندي متخصص و ماهر بسازد.
اكنون براي اينكه بدانيم هتل دار يا مدير هتل خوب و شايسته چه كسي است ، صفات و اختصاصات لازم براي او را بر مي شماريم :
· يكي ازاصول پيشرفت هتل وجلب مسافران و تأمين رضايت وآسايش آنها، همكاري دستجمعي كاركنان هتل است.اگردرهتلي همكاري دستجمعي كليه كاركنان هتل حكمفرما نباشدوبعضي از كاركنان به هماهنگ كردن كارها علاقه و اشتياقي نشان ندهند وضع آن هتل آشفته مي شود و موجبات اختلال وناهماهنگي به كليه بخشهای هتل نيزنفوذمي كند وآثارنامطلوب ناشي از عدم همكاري دركوچكترين واحدكار هتل مشهود مي گردد و اين نقص عمده را بايد اساس و مايه ساير عيوب كارها محسوب داشت وسرمنشأ بي نظمي ها وخرابيهاي ديگردانست. با توجه به اين نكته مهم واساسي ، يكي از شرايط مديريت :ايجاد روح همكاري دستجمعي بين كاركنان است ومدير هتل بايد بتواندبا تمام قوا اين همكاري را به طور كامل ايجاد و كنترل و رهبري نمايد و توجه داشته باشد كه چنانچه در اين مسأله موفق نباشد، انتظار تعادل و پيشرفت و بهبود در ساير شؤون كار ، عبث و بيهوده خواهد بود.
· مدير خوب براي كليه كارهايي كه در قسمتهاي مختلف هتل انجام مي شود برنامه مخصوص وروشن تنظيم مي نمايد وبرنامه هرقسمت را به مسؤول امرابلاغ يا بطريق مقتضي و معمول ،كاركنان را از وظايف و حدودكارشان آگاه مي كند، وتمام موارد وجزئيات برنامه را شخصاً زير نظر مي گيرد. به هنگام برخورد با مسايل و مشكلاتي كه اجراي برنامه ها را دچار وقفه و مانع مي كند ، مدير هتل بايد با ابتكار شخصي وهوش و تجربه و تدبير ، مشكلات پيش آمده را حل و رفع نمايد و لاينحل رها كردن هر مشكلي ، هر چند در ابتدا جزيي و كم اهميت بوده ، سبب مي شود به مرور، مشكل ناچيز، پيچيده تروسنگين تر، ورفع آن دشوارترگردد. بنابراين رفع مشكلات و نقايص، يكي از وظايف مهم مدير هتل است.
· اخلاق ورفتارمديرهتل ، تمام كاركنان را چه از نظر مثبت وچه منفي تحت تأثير قرار مي دهد ، با توجه به اين اصل مدير هتل بايد خوش رفتار و مبادي آداب و با كاركنان هتل تا حد صميمي باشد كه به هيچ وجه از جانب اونگراني نداشته باشند و با دلگرمي و اطمينان خاطر ، بدون واهمه و دغدغه به ايفاي وظايف خود در هتل مشغول باشند.كارمند يا كارگري كه از مدير هتل بترسد و خود را بي ثبات و متزلزل ببيند، نقص و نارساييهاي قسمت خود را از بيم موأخذه يا عكس العمل شديد به مدير گزارش نمي دهد،درنتيجه آن نقص باقي مي ماند وچه بسا براثر به وجود نقص وكتمان عيب، نقايص بيشتري بوجود مي آيد و با ايجاد مشكلات كلي، عواقبي به ظهور مي رسد كه ترميم و رفع آن را دشوارتر مي سازد.ولي اگر كارگر يا كارمند بداند كه مدير هتل با او صميمي و مهربان است، به محض مشاهده نقص درقسمت خود ، بدون فوت وقت ، مدير را در جريان مي گذارد درنتيجه درصدد حل مشكل برمي آيند و عيب برطرف مي شود. به عبارت ديگر ، مدير بايد هميشه الگوي خوبي براي كاركنان زيردست خود باشد. بدين طريق در تمام مدت بين طرفين اعتماد و اطمينان و حسن نيت كافي حكمفرما خواهد بود و وجود اين حسن تفاهم سبب خواهد شد كه همه پرسنل با صداقت كامل و صفاي باطن وظايف محوله را به نحو احسن و مطلوب انجام دهند .
· مدير هتل بايد بداند كه هر كارگر يا كارمند كه مسؤول يك قسمت از تشكيلات هتل است ودر رابطه با آن كار، تجربه اي به دست آورده و مهارتهايي كسب كرده است چنانچه به قسمت ديگري منتقل شود ، ناگزير بايد مدتي وقت صرف كند تا مجدداً در زمينه قسمت اخير تجاربي پيدا نمايد و به كار خويش وارد شود. لذا حتي الامكان نبايد محل و نوع كاركاركنان را بي جهت تغيير دهد و اگرضرورت ايجاب كندكه كار يكي از كاركنان تغيير يابد و به قسمت ديگري منتقل شود ، مدير هتل لازم است قبلاً علت لزوم اين انتقال را براي او شرح دهد تا كارمند گمان نبرد كه به علت بي لياقتي و عدم كفايت مورد بي مهري و كم توجهي قرارگرفته است.به اين طريق،كارمند مزبور،احساس حقارت و عدم اعتماد نخواهد كرد وكار جديد را با رضايت خاطر و به خوبي و درستي انجام خواهد داد.
.· مدير هتل بايد حدود كار هر يك از كاركنان را براساس برنامه و شرح وظايف ، مشخص و معين نمايد وبراي هركدام آنقدر وظيفه تعيين كندكه قادر به انجام آن باشد. ناگفته نماند كه وظايف كاركنان بايد در حدود قدرت و توانايي هر يك از افراد مورد نظر برآوردشود كه بتوانند از عهده انجام آن برآيند، زيرا كارزياده از حد توانايي،كارگر يا كارمند را خسته و فرسوده وناتوان مي كند واو را از ادامه كار، باز مي دارد. منظور اين است كه وظيفه هر فرد وحجم كار او بايد به اندازه ای باشد كه تمام وقت او را پر كند، تا هم از تحميل كار اضافي و هم از تضیيع و به هدر رفتن وقت جلوگيري شده است.
.· اعتماد به نفس واطمينان به خود، يكي ازشرايط مهم مديرهتل است . مديري كه بخود اعتماد نداشته باشد ، هر روز و شايد هر ساعت روش خود را تغيير مي دهد و با عدم ثبات فكري يا ترديد و دودلي ، كارها را آشفته مي كند . چنين مديري كه به خود اطمينان و اعتماد نداشته باشد ، طبعاً به كاركنان هتل هم اعتماد و اطمينان نخواهد داشت ، لذا به آنها اختيارات كافي درمورد كارشان نمي دهد. درنتيجه، آنها كه مسؤوليت كافي ندارند نسبت به كاري كه به آنها محوّل گرديده، سهل انگاري مي كنند و هر لحظه منتظرند مدير هتل دستورهايي به آنها بدهدكه ناقض دستور قبلي است. مسلّم است كه ادامه اين وضع موجب دلسردي و بي علاقگي كاركنان مي شودو هميشه آنها را در حالت شك وترديد باقي مي گذارد و سبب مي شود كه ابتكار عمل يا اتكاء به خود ازكاركنان هتل سلب گردد و اين مسأله نيز يكي از علل بي نظمي كارها خواهد بود .
· معمولاً مديري كه با كاركنان هتل صميمي نيست و اطلاعات و تجربه كافي در هتلداري كسب نكرده ودر خود مايه اي سراغ ندارد كه در مباحث و مسايل مربوط به هتل با قاطعيت اظهار نظر كند و براي حل مشكلات نظر قطعي ندهد، سعي مي كند هميشه بين خود و كاركنان هتل فاصله اي ايجاد كند و آنها را در بيم و وحشت نگهدارد تا هيچ گاه جرأت نكنند با وي به مشورت بپردازند يا سؤالي را مطرح سازند و كار به جايي برسد كه معلوم شود كارگران يا كاركنان ، بيش از خود او به كار خويش وارد هستند و اين امر خواهي نخواهي موافق حيثيت و شخصيت مدير نخواهد بود و به خود خواهي او لطمه خواهد زد. چنين مديري، اكثر اوقات حتي خودش را از نظر مسافران و مراجعان نيز پنهان مي كند، تا مبادا سؤالي از او بكنند و يا ايرادي بگيرند كه نتواند جواب قانع كننده اي بدهد. اين گونه افراد بي اطلاع و كم تجربه نمي توانند حتي كار مسؤولان قسمتها را به درستي كنترل و عيب و نقص كار آنها را گوشزد نمايند، زيرا خود آنان نيز قادر به رفع عيب نيستند و تنها به بهانه جويي و ابراز تندي و خشونت بي موقع و بيجا اكتفا مي كنند و مي خواهند به بهانه هاي مختلف و با ايجاد جنجال و سروصدا ، روي عدم كفايت و لياقت خود را بپوشانند.
· به عهده گرفتن كارزياد وگرفتاري دائم ، دليل مديريت خوب نيست . بعضي ها دوست دارند از نظرخود نمايي ، چنان وانمودكنندكه كارشان زياد است و هميشه اتاق و اطراف ميزشان از مراجعين پر است . يعني تنها مدير است كه مرجع همه امور مي باشد ، و اگر چنين نكند شيرازة كارها از هم خواهد پاشيد و جريان امور در همة قسمتها دچار وقفه خواهد شد ، در صورتي كه اين رويه نه تنها مورد پسند نيست ، بلكه بسيار نامطلوب و غير قابل تأييد است. مي توان گفت كه مدير خوب هميشه بيكار است ، زيرا قسمتهاي مختلف هتل با داشتن برنامه منظم ومسؤولان تربيت شده ، مثل قسمتهاي يك ماشين به خوبي كار مي كند و مدير هتل نظارت دقيق وكلي خود را براي حسن اجراي كارها، اعمال مي كند. در غير اين صورت چنانچه مدير هتل بخواهد با اشتغال و نگراني دائم فكري و ايجاد گرفتاري زايد ، خود را دائماً مشغول نشان دهد ، هرگز تمركز فكري نخواهد داشت و قادر نخواهد بود براي پيشرفت امور مربوط برنامه ريزي كند وطرحهاي لازم مفيد و ابتكاري ارائه دهد و مدام در اين فكر است كه آيا كارمندان مشغول انجام كار هستند يا نه ؟ آيا هر قسمت كار خود را به خوبي انجام مي دهد يا خير؟ و اين ترديد و دودلي ناشي از گرفتاريهاي خود ساخته ، موجباتي فراهم خواهد ساخت كه در سرعت كارها ونظام دستگاه اختلالي پيش آيد. به عبارت ديگر مدير خوب آن نيست كه كارها را در اختيار خود بگيرد و مراجعان را وابستة خود كند واز فرصت نظارت و كنترل بازماند، بلكه بعكس مدير خوب كسي است كه در برنامه ريزي و تقسيم كار و زير نظر گرفتن جريان كارها مهارت داشته باشد .
بنابراين اگر مسؤوليت هر قسمت به مسؤول همان قسمت به طور كامل سپرده شود، ديگر نياز به آن نخواهد بود كه مديردر همه كارها شخصاً دخالت ناروا بكند و خود را غرق گرفتاري سازد و شب هم خواب راحت نداشته باشد .
در اينجاست كه مسأله رعايت سلسله مراتب پيش مي آيد . بعضي مسؤولاني كه از جانب مدير ، در قسمتهاي مختلف كارها ، مشغول انجام وظيفه هستند خود با ابتكار عمل ، امور مربوط به آن قسمت را انجام خواهند داد . همچنين كارگران و افرادي كه زير نظر مسؤولان ، به كار مشغول اند، در حد خود مسؤوليت دارند كاري را كه به عهده گرفته اند به انجام برسانند و به همين طريق بايد از راَس تا آخرين فرد دستگاه ، كاملاً با وظايف خويش آشنا شده كارهاي خود را از پيش ببرند و در درجه اول هر يك از افراد ، مشكلات كار خود را با مسؤول مافوق خود در ميان بگذارند و مسؤولان نيز در كليه امور مربوط ، با طبقات بالاتر ارتباط خواهند داشت و بالعكس . به طور كلي رعايت سلسله مراتب بايد هميشه مورد نظر بوده و به مرحله اجرا در آيد
.· تعداد كاركنان و كارگران و به طور كلي پرسنل هتل بايد بر اساس نياز واقعي و مبتني برنیاز تشكيلات باشد. همان گونه كه براي هر قسمتي يك كارمند لازم است واگر نباشد كار مختل مي شود ، همان طور هم اگر اضافه بر تعداد مورد لزوم ، پرسنل در هتل وجود داشته باشد ، كارها نه تنها بهتر و سريعتر انجام نخواهد شد ، بلكه موجب نابساماني و اختلال نيز خواهدگشت .
مدير خوب كسي است كه با بررسي كامل ، به همان تعداد مورد نياز، پرسنل انتخاب كند تا علاوه بر جلوگيري از مخارج زايدكارها را نيز به خوبي پيش برود .
· مدير هتل بايدبا مسافران ماننديك دوست صميمي ودلسوزتماس داشته باشد وبه نظريه ها و پيشنهادهاي آنان كاملاً توجه كند وآنان را مانند آيينه اي فرض كندكه محاسن و معايب هتل در آن منعكس مي شود وازاين انعكاس ، مدير هتل به نتيجه اعمال وكردار ورفتارپرسنل وخوب و بدكارها ي جاري هتل پي مي برد. زيرا يك مسافر بيش از هركسي عيب و نقص هتل را مي بيند و تشخيص مي دهد و آن را الزاماً به بهترين وجهي مطرح مي سازد و بايستي توجه به اين امر يكي از بهترين راههاي اصلاح عيوب هتل تلقي شود و با استفاده از اين گونه نظرها و پيشنهادها بايد به نقايص كار پي برد و در اصلاح آن كوشا بود.
· اگر مشاهده شود كه يكي از كاركنان هتل مسؤوليتي را قبول نمي كند و وظيفه خود را انجام نمي دهد و نتيجه كار قسمتي از تشكيلات ، نمايانگر ضرراست ، بايد دانست كه دراين مورد مدير هتل را نمي توان از اين نقص مبرّا دانست. بلكه او هم درهر نوع ناهماهنگي سهيم و مسؤول است. زيرا با مديريت خوب ويگانگي و صميميت مي توان كارمند يا كارگر را به مسؤوليتش آشنا كرد و باراهنمايي هاي صميمانه در او ايجاد علاقه و دلگرمي نمود تا وظيفه اش را بخوبي انجام دهد واز هر نوع زيان احتمالي جلوگيري به عمل آيد. پيدا كردن علت عدم قبول مسؤوليت با حسن نيت و ابتكار بموقع و اصول روان شناسي آسان است و با توجه به اين كه هر معلولي زاييده علتي است و هرعملي عكس العملي را در پي دارد ، بايد با كنجكاوي و دقت نظر علت دلسردي و عدم علاقه كارگر يا كارمند را پيدا كرد و در جستجوي آن بود كه فرد مورد نظر از چه چيزی رنج مي برد. آيا از كارش ناراضي است يا كسالت روحي دارد ويا سختي معيشت و گرفتاريهاي زندگي او را افسرده واندوهگين ساخته است ، يا از محيط كار و همكارانش دل آزرده است. كشف انگيزه تمرد يا اندوه دروني وي ، كمك خواهد كرد كه به دردش برسند و ببينند در وراي ظواهر امر چه عامل ملالت آوري نهفته است و با اين ترتيب شايد بتوان به ياري او شتافت و با رفع نگرانيها وناراحتي ها و ابراز همدردي و دلسوزي ، اورا به كارش علاقمند ساخت.
..· مدير هتل بايد به شكايت كاركنان خيلي سريع رسيدگي كند زيرا اگر در اين امر تاَخير بشود ، باعث تضعيف روحيه آنان خواهدگرديد.درهرحال تاَمين رفاه و آسايش فكري و امرار معاش كاركنان هميشه بايد در مد نظر قرار نگیرد.
· ايجاد محيط صميمانه و مساعد براي پيشرفت كارها نيز از اهم وظايف مدير هتل است و اصولاً مديريت زماني مفيد و مؤثرمي شود كه مدير هتل بتواند كاركنان را خوب راهنمايي كند تا كار خود را به بهترين شکل انجام دهند ، مدير هتل بايد فكر خود را طوري به كاركنان عرضه كند و هدف خود را بنحوي بيان نمايد كه هر يك از كاركنان در حين انجام وظيفه، مجري يك قسمت خاص از فكر و هدف او باشند و در نتيجه همكاري و هماهنگي كامل در كارها به وجود آيد.
· مديرهتل بايد باكاركنان ، صميمي و دوست باشد و حتي هر چندگاه يكبار در سالن غذاخوري آنها حاضر شود و با آنها غذا صرف كند واز وضع كار وزندگي شخصي و گرفتاريهاي آنان سؤال كند تا كاركنان دريابندكه مدير، دوست دلسوز آنان است.
· در انتخاب كاركنان هتل ، مدير بايد تنها كار آمدي و مهارت افراد را در نظر بگيرد . بعضي از مديران هتلها، وابستگان خود را به كار مي گمارند و در نتيجه ، دادن مسؤوليت به آنها به علت عدم شايستگي مقدور نيست واز طرفي، آنها نيز به دليل وابستگي به مدير هتل از زير بار مسؤوليت شانه خالي مي كنند وهمچنين به همين دليل مدير هتل بين آنها و سايرين تبعيض قائل مي شود. لذا وضع هتل آشفته مي شود و كارها به خوبي پيش نمي رود ، اين روش كاملاً غلط است و باعث شكست هتل مي شود.
· تنها سرمايه دار بودن دليل مديريت نمي شود. سرمايه دار فقط پول خود را در كار هتلداري صرف مي كند و اگر بخواهد خود او مديريت هم بكند موفق نخواهد شد، بنابراين ناگزير است مدير هتل استخدام نمايد، مدير خوب حافظ سرمايه صاحب هتل است و چند برابر حقوقي كه دريافت مي دارد از نظر اقتصادي به سود صرفه جويي مي كند و از ريخت و پاشها و هزينه هاي اضافي جلوگيري مي نمايد .
· در هيچ هتلي كار با وجود دو نفر مدير پيش نخواهد رفت ، بارها مشاهده شده كه دو نفر شريك مي شوند و هتلي تأسيس مي كنند و بعد هردو نفر مديريت هتل را بر عهده مي گيرند ، يا دو نفر پدر و پسر در آن واحد مدير هتل هستند، يا دو برادر مي خواهند مدير يك هتل باشند، در اين صورت هتل دركار خود با شكست روبرو مي شود زيرا دستورهاي ضد ونقيض از طرف دو مدير صادر مي شود و كارمند نمي داند كدام دستور را اجرا كند ، لذا كارها آشفته و پريشان مي شود.
· آموزش كاركنان هتل و آشنا ساختن آنها به جزئيات و رموز كاري كه انجام مي دهند از اهم وظايف مدير هتل است . اصولاً مسأله آموزش ضمن خدمت در هر مؤسسه اي مورد توجه خاص قرارداد، بنابراين در هر فرصت مقتضي و مناسب، تعليم و كارآموزي را بايد مطمع نظر قرار داد. و براي تكميل اطلاعات و معلومات كاركنان ، نهايت سعي و كوشش را مبذول داشت.
اجراي اين امر، مستلزم آن است كه شخص مدير هتل در تمام قسمتها كار كرده و تجاربي اندوخته باشد تا بتواند با تجربه و اطلاع كافي به كاركنان هتل آموزش بدهد.
· تشكيل جلسات كار آموزي علاوه بر اين كه معلومات و فنون شغلي كاركنان را افزايش مي دهد ، موجب ايجاد همبستگي و گرايش بيشتر كاركنان مربوط ، با مدير هتل خواهد شد و آنچنان علاقه و صميميت بين آنها به وجود خواهد آورد كه هر يك به تنهايي ، هتل را متعلق به خود تصور كنند و همانقدر كه براي انجام كارهاي خود دلسوزي و مراقبت به خرج مي دهد براي كار هتل نيز صميميت ويكرنگي نشان خواهند داد و كارشان صرفاً از باب انجام وظيفه به جهت گرفتن مزد نخواهد بودبراي انجام اين مورد وايجاد علاقه دركاركنان هتل ، مديرهتل بايد ضمن بالا بردن سطح معلومات واطلاعات آنان ، آنها را نسبت بخود علاقمند سازد و دوستي و محبت خود را در قلبهاي آنان جايگزين كند تا از شدت علاقه اي كه به مدير هتل احساس مي كنند ، دستورهاي او را بطور كامل انجام دهند. دراين صورت به خاطر تأمين رضايت مدير هتل كه اورا دوست دارند، حتي جزئيات كارها را به خوبي انجام مي دهند تا پيش اوسرافراز باشند وكارها جريان سريع و مفيد خودرا طي كند. بايد توجه داشت كه اگر انجام وظيفه بخاطر ترس از مدير هتل باشد، هروقت چشم او را دور ببينند، سهل انگاري نشان مي دهند، در نتيجه كارها سطحي و کم دقت انجام مي گيرد.